تفاوت طراحی و برنامه ریزی – بخش دوم

  • طراحی با مشتری/کاربر و نیازهای او شروع می شود اما برنامه ریزی با اهداف، برنامه ها و فعالیت ها.
  • طراحی با اصول، مشخصات محصول، ارزش مشتری و پاسخ مشتری کنترل می شود اما برنامه ریزی با قوانین، رویه ها، اهداف و نتایج از پیش تعیین شده.
  • طراحی، راه حل های جایگزین را جستجو و از نوآوری استقبال می کند اما برنامه ریزی، به دنبال محدود کردن جایگزین ها و تشویق به انطباق با قوانین، زمان بندی ها و روش های مدون است.
  • طراحان بیشتر به دنبال ترکیب کردن و یکپارچه سازی هستند اما برنامه ریزان بیشتر به دنبال تجزیه و تحلیل و تقسیم بندی.
  • اصلاحات به برنامه ریزی نیاز دارد اما دگرگونی، به طراحی !

تفاوت طراحی و برنامه ریزی – بخش اول

یکی از جنبه هایی که Design و  Planning را از هم جدا می کند میزان پیچیدگی است. Planning (برنامه ریزی) برای سیستم های با پیچیدگی کمتر و Design (طراحی) برای سیستم های با پیچیدگی بیشتر بکار برده می شود.

برای یک سیستم اجتماعی به دلیل پیچیدگی بسیار زیادش از «طراحی» استفاده می کنیم و برای یک قرار ملاقات به دلیل پیچیدگی کم، «برنامه ریزی» را بکار می گیریم.

برنامه ریزی، رشته ای از امور سازمان یافته در چارچوب منابع و زمان است. مجموعه ای از گامهاست درجهت رسیدن به یک هدف. محصول برنامه ریزی شرح فعالیت هایی است که در یک برنامه زمان بندی انجام می شود، همراه با یک طرح برای استفاده از منابع.

طراحی، ایجاد یک سیستم است که ظرفیت/توانایی دستیابی به اهداف تعیین شده را دارد. محصول طراحی، «مدل» هست یعنی توصیف کننده سیستم طراحی شده. به کمک این مدل می توانیم به وسیله برنامه ریزی (Planning) ، نتیجه طراحی را در دنیای واقعی منعکس کنیم.

مثال طراحی و برنامه ریزی:

معمار، نقشه (مدل) ساختمان را «طراحی» می کند (طراحی سیستمی برای سکونت) و برای ایجاد شدن در دنیای واقعی به پیمانکار تحویل می دهد. پیمانکار با «برنامه ریزی» (رشته ای از امور سازمان یافته در چارچوب منابع و زمان) و «اجرای برنامه» ساختمان را در دنیای واقعی می سازد.

ابهام در صورت مساله خبیث

با توجه به اینکه مسائل خبیث، غالبا مسائلی هستند که اطلاعات ما در مورد صورت مساله (What) ناقص است و صورت مساله، تعریف درستی ندارد، در راه حل یابی برای مساله خبیث با استفاده از تفکر طراحی، پروسه تفکر طراحی، از یک دغدغه یا نیاز شروع می شود نه از تعریف مساله، چون صورت مساله ی روشنی وجود ندارد. به بیان دیگر «صورت مساله» در پایان فاز Define از پروسه تفکر طراحی روشن می شود نه در ابتدای راه.

بنابراین در تفکر طراحی هم مساله درست را باید کشف کنیم و هم راه حل درست را.

پیچیدگی ساختارمند و پیچیدگی بی ساختار

Complicated : پیچیدگی ساختارمند

Complex : پیچیدگی بی ساختار

در مسائل علمی، اطلاعات ما در مورد صورت مساله (What) و در مورد راه حل (How) تا حد زیادی کافی و روشن است. بنابراین مسائل علمی مسائلی در سیستمهای Simple یا Complicated هستند.

مسائل خبیث، غالبا مسائلی هستند که اطلاعات ما هم در مورد صورت مساله (What) ناقص است و هم در مورد راه حل (How). بنابراین ما با یک سیستم Complex یا Chaotic (هرج و مرج، آشوب یا Anarchy) سر و کار داریم.

 

تفاوت علم و طراحی

طراحی به معنی Design (نه به معنی Drawing و Planning) فرآیندی پیوسته برای یافتن راهکار است.

طراحی به «آنچه باید باشد» می پردازد، اما علم مانند شیمی، فیزیک، بیولوژی به «آنچه هست» می پردازد.

طراحی فرآیندی است برای خلق چیزهایی که هنوز به وجود نیامده اند، اما علم بر چیزهایی که وجود دارد متمرکز است و به کشف و تحلیل این موجودیت کمک می کند.

دیدگاه طراحی، سازنده است و دیدگاه علم، تحلیلی.

دغدغه علم: چه چیزهایی وجود دارند و چطور کار می کنند.

دغدغه طراحی: بکارگیری دانش (Knowledge) برای خلق آنچه باید باشد.

علم با “قطعیت” سر و کار دارد ولی طراحی با “عدم قطعیت”.

 

برگرفته از کتاب: Designing Social Systems in a Changing World; Bela H. Banathy

خصوصیت هر مرحله از اکشن پلن تفکر طراحی

«همه مدل ها اشتباه هستند اما بعضی از آنها مفیدند».  جرج باکس (آماردان)

امروزه مدلی که ویژگیهای شناختی مغز را به نیمکره چپ و راست تقسیم می کند مردود شده، اما این مدلِ اشتباه، برای توصیف و درک ساده تر بسیاری از پدیده ها می تواند هنوز مفید باشد.

  1. همدلی (Empathize): فاز تفکر واگرا، خلاقه یا تفکر با نیمکره راست مغز
  2. تعریف مساله (Define): فاز تفکر همگرا، منطقی یا تفکر با نیمکره چپ مغز
  3. ایده پردازی (Ideate): فاز تفکر واگرا، خلاقه یا تفکر با نیمکره راست مغز
  4. ساخت نمونه اولیه (Prototype): فاز تفکر همگرا و واگرا
  5. آزمایش (Test): فاز تفکر همگرا، منطقی یا تفکر یا نیمکره چپ مغز

برنامه اجرای تفکر طراحی

برنامه اجرای تفکر طراحی (اکشن پلن)، مراحل اجرایی پروسه تفکر طراحی است و شامل 5 مرحله زیر است:

  1. همدلی (Empathize): درک عمیق از نقاط درد، نیازها و ارزشهای مخاطب 
  2. تعریف مساله (Define): شفاف سازی و تعیین دقیق صورت مساله
  3. ایده پردازی (Ideate): ایده پردازی برای تولید پاسخ های محتمل به مساله ای که تعریف شده
  4. ساخت نمونه اولیه (Prototype): نمونه سازی فیزیکی/بصری برای تست امکان پذیری ایده ها و مدلهای مفهومی خلق شده
  5. آزمایش (Test): گذاشتن نمونه اولیه به بوته آزمایش و گرفتن بازخورد (فیدبک)

تفکر طراحی چیست؟

تفکر طراحی شیوه ای اندیشیدن به مثابه طراحان است که در حل مسائل خبیث بکار گرفته می شود. تفکر طراحی با بکارگیری مراحل تکرار شونده از تجزیه (Analysis) و ترکیب (Synthesis)، تفکر همگرا و واگرا و منطق و شهود در فرآیند حل مساله، می­تواند راهکارهای خلاقانه ای برای مسائل خبیث تولید کند.

تفکر طراحی از دو بخش تشکیل می شود:

  • برنامه اجرای تفکر طراحی یا اکشن پلن (Action Plan)
  • ذهنیت تفکر طراحی یا مایندست (Mindset)

 

نکته: در فرآیند تفکر طراحی، اجرای اکشن پلن بدون داشتن مایندست، صرفا یک نمایش است!