ابهام در صورت مساله خبیث

با توجه به اینکه مسائل خبیث، غالبا مسائلی هستند که اطلاعات ما در مورد صورت مساله (What) ناقص است و صورت مساله، تعریف درستی ندارد، در راه حل یابی برای مساله خبیث با استفاده از تفکر طراحی، پروسه تفکر طراحی، از یک دغدغه یا نیاز شروع می شود نه از تعریف مساله، چون صورت مساله ی روشنی وجود ندارد. به بیان دیگر «صورت مساله» در پایان فاز Define از پروسه تفکر طراحی روشن می شود نه در ابتدای راه.

بنابراین در تفکر طراحی هم مساله درست را باید کشف کنیم و هم راه حل درست را.

پیچیدگی ساختارمند و پیچیدگی بی ساختار

Complicated : پیچیدگی ساختارمند

Complex : پیچیدگی بی ساختار

در مسائل علمی، اطلاعات ما در مورد صورت مساله (What) و در مورد راه حل (How) تا حد زیادی کافی و روشن است. بنابراین مسائل علمی مسائلی در سیستمهای Simple یا Complicated هستند.

مسائل خبیث، غالبا مسائلی هستند که اطلاعات ما هم در مورد صورت مساله (What) ناقص است و هم در مورد راه حل (How). بنابراین ما با یک سیستم Complex یا Chaotic (هرج و مرج، آشوب یا Anarchy) سر و کار داریم.

 

هدف از ایجاد راهکار برای مسائل خبیث

هدف از ایجاد و ارائه راهکار برای حل مسائل خبیث، یافتن حقیقت یا قطعیت بخشیدن به یک مدل علمی نیست زیرا مسائل خبیث کاملا حل نمی شوند ولی می توان آنها را در اصطلاح “رام” کرد (Tackling/Taming Problem)؛ یا به بیان دیگر از درجه خباثت آنها کاست. بنابراین یکی از اهداف دست یافتنی در روش های حل مساله خبیث، بهبود خصوصیات دنیایی است که در آن زندگی می کنیم.

مساله خبیث و مساله رام

Wicked-problem vs Tame-problem

از یک دیدگاه، مسائل به دو دسته ی «رام» و «خبیث» تقسیم می شوند.

  • مسائل رام (مانند مسائل علمی) پاسخ یکتا و قطعی دارند اما مسائل خبیث (مانند مسائل طراحی) پاسخ یکتا و قطعی ندارند.
  • بر خلاف مساله رام، مساله خبیث دارای پاسخ درست و غلط نیست بلکه پاسخ ها را می توان بصورت خوب و خوب تر و بد و بدتر ارزیابی کرد.
  • بنابراین مساله خبیث می تواند بی شمار پاسخ «خوب» داشته باشد.
  • در فرآیند حل مساله ی رام می توان نقطه ای به عنوان «نقطه پایان» قائل شد، این نقطه پایان زمانی اتفاق می افتد که ما به جواب رسیده ایم، اما در فرآیند حل مساله خبیث نقطه ای به عنوان نقطه پایان قابل تصور نیست چون پاسخ قطعی وجود ندارد و همواره امکان بهتر کردنِ راه حل، وجود دارد.
  • صورت مساله خبیث ممکن است با زمان متغیر باشد.
  • فهم مساله خبیث در گرو توسعه «راهکار» است! (یعنی با شروع فرآیند تولید و توسعه راهکار، صورت مساله واقعی، دقیق تر و صحیح تر ادراک می شود)

نکته: برای خبیث شمردن یک مساله نیاز نیست همه موارد فوق با هم اتفاق بیفتند.

مثال مساله رام: موضوعات علمی مانند محاسبه ریشه های معادله درجه ۲، تعمیر کامپیوتر

مثال مساله خبیث: موضوعات علوم انسانی و طراحی مانند فقر، طراحی یک بزرگراه

مساله، راهکار، وضعیت موجود، وضعیت مطلوب

Problem – Solution – Current Condition – Desired Condition

به شکاف (Gap) یا فاصله بین «وضعیت موجود» و «وضعیت مطلوب»، «مساله» گفته می شود. به روش رسیدن از «وضعیت موجود» به «وضعیت مطلوب»، «راهکار یا راه حل» گفته می شود.

نکته ۱: واژه «پاسخ» یا «جواب» به معنی «وضعیت مطلوب» است نه راهکار و راه حل.

نکته ۲: «مساله» جوابی به سوالِ «چه چیز؟» (What) هست و «راهکار» جوابی به سوالِ «چطور؟» (How)

What? -> Problem

How? -> Solution

مساله خبیث چیست؟

بسیاری از مسائلی که در زندگی شخصی و حرفه ای با آن روبرو میشویم از جنس مسائل خبیث هستند یعنی مسائلی که به دلایلی مانند پیچیدگی بیش از حد، تعریف ناقص صورت مساله، تعداد بسیار زیاد مجهولات، تغییر کردن صورت مساله با زمان، قعطی نبودن پاسخ، تکرار ناپذیر بودن راهکار و نداشتن نقطه پایان در فرآیند حل مساله، تفکر منطقی و تحلیلی به تنهایی برای حل آنها کافی نیست.

واژه «خبیث» و «خباثت» در حوزه حل مساله، به معنی مقاومت مساله در برابر حل شدن است نه شرارت. واژه Wicked Problem اولین بار در سال 1973 میلادی توسط ریتل (H.Rittel) و وبر (M.M.Webber) برای مسائل بد تعریف و بد ساختار به کار رفت.